چهارشنبه , 2020/04/08
خانه / نوشتۀ تازه / انتظارات حداقلی از حکمرانی در عصر غیبت

انتظارات حداقلی از حکمرانی در عصر غیبت

 مهدی نصیری، روزنامه‌نگار و نویسنده.

۱- جمهوری اسلامی باید از سودای تحقق حداکثری دین دست بردارد و به حداقل‌ها رضایت دهد و الاّ هم به دین و دینداری آسیب زده و هم باری را بر دوش خود نهاده  که خدا بر دوش او ننهاده است.

۲- در اثر مطالعات مستمر و مواجهه با آدم‌ها و اندیشه‌های گوناگون در دوران کیهان و صبح  به مرور به دیدگاه‌هایی رسیدم که بعضاً با نگاه مشهور تفاوت داشت. اولین زاویه‌ها در نگاه به مقولۀ غرب و تجدد و توسعه باز شد.

۳- نزاع بین متکلمان و فیلسوفان و شبهاتی که فیلسوفان مسلمان و شیعه با همه زهد و سلامت و دین‌خواهی بدان مبتلا شده بودند، من را به ضرورت حضور و ظهور معصوم که فصل‌الخطاب این نزاع‌ها باشد بیش از پیش رهنمون کرد و همین سرفصل پروژۀ جدید مطالعاتی من بعد از موضوع مدرنیته و فلسفه و عرفان شد و پس از پنج سال مطالعه و تحقیق و گفتگو به موضوع عصر حیرت رساند.

۴- در عصر غیبت امر هدایت و جامعه‌سازی دینی، با یک نقصان و خلأ و تنگنای جدی مواجه است. عدم دسترسی به هادی و رهبر معصوم ما را دچار اختلاف برداشت‌ها و تعدد قرائت‌ها در همۀ عرصه‌ها بویژه در فقه می‌کند و مانع از آن می‌شود که بتوانیم به یک الگوی جامعه‌سازی و تمدن‌سازی شفاف و بدون چالش‌های جدی فقهی و سیاسی برسیم، تا بر اساس آن در میدان عمل، کار را سامان بدهیم.

۵- فقه و فقها در عصر غیبت، کارکرد مهمی در این امر دارند که جامعۀ دینی را از سرگردانی و بن‌بست و حیرانی مطلق نجات دهند و راهی را به آنان بنمایند. اما این مقدار کارکرد هرگر تکافوی یک جامعه‌سازی و نظام‌سازی دینی در حد رضایت‌بخش را نمی‌کند. بر همین اساس اگر در عصر غیبت، حکومتی دینی مستقر شد، باید به تنگناها و ناتوانی‌های خود در امر جامعه‌سازی واقف بوده و سقف پروازی بلندی را برای خود ترسیم نکند.

۶- جمهوری اسلامی علاوه بر مصیبت غیبت امام معصوم، با مانع جدی دیگری مواجه است، که همان سیطرۀ تمدن اومانیستی و ماتریالیستی مدرن است. مدرنیته و تجدد، بستر و ساختارها و سازوکارهای تمدنی را آن چنان دستخوش تحول و دگرگونی کرده که امکان پیاده کردن و اجرای آموزه‌ها و احکام و الگوهای دینی را در حد مطلوب و قابل قبول سلب کرده  است.

۷- تفاوت دین حداقلی مورد ‌نظر من با دین حداقلی روشنفکران، در این است که روشنفکران مشکل و مانعیت را در ذات و ماهیت دین می‌دانند، اعم از این که زمان حضور و بسط ید امام معصوم باشد و یا در عصر غیبت، اما من مشکل را اولاً نه در ذات دین و شریعت، بلکه در شریعت و فقه عصر غیبت می‌بینم و ثانیاً، نه به دلیل بلوغ و کمال تمدنی، بلکه به دلیل انحطاط تمدنی، میزان تحقق‌پذیری شریعت را کاهش یافته می‌دانم.

۸- امکان تحقق نسبتی حداقلی از حکومت و جامعه‌سازی دینی را در همین شرایط غیبت و سیطره مدرنیته، نه تنها منتفی نمی‌دانم، بلکه بسیار مهم و دارای دستاوردهای زیاد می‌دانم. از نظر من هم پیروزی انقلاب اسلامی و هم تأسیس و بقای جمهوری اسلامی تا به امروز، یک اتفاق و دستاورد بسیار مهم بوده است.

۹- در شرایط کنونی ایران و جهان هیچ بدیل قابل اعتمادی برای جمهوری اسلامی وجود ندارد و حتی بخش عظیمی از اپوزیسیون خارج از ایران هم به همین مسئله اذعان می‌کنند. اما مساله این است که جمهوری اسلامی نیز باید از این فرصت برای اعتلای کارآمدی و مردم‌گرایی و برداشتن دوقطبی‌های زیانباری که بعضاً ناشی از توهم تحقق دین حداکثری است، دست بردارد و با بخش وسیعی از مردم که به اندازه و شدت مثلاً ما طلبه‌ها و اصولگراها با گفتمان دینی و شرعی و انقلابی پیوند و سنخیت ندارند، روابطش را بهبود ببخشد و آنان را در روند حکمرانی بیش از این سهیم کند، تا خدای نکرده در معرض خطر فروپاشی ملی و کشوری قرار نگیریم، که در آن صورت، هم دین و هم ایران و هم ملت، آسیب‌های خارج از تصوری خواهند دید.

۱۰- به نظرم تنها نقشۀ راه جدیدی که می‌توان برای ادامۀ حیات با نشاط و مردمی جمهوری اسلامی ترسیم و اجرا کرد، مبتنی بر دو پایۀ اساسی است: 

  • یکی، مبارزۀ بی‌امان و بی‌ملاحظه و البته سنجیده و قانونی و غیرسیاسی با مفاسد اقتصادی و رانت‌خواری و پی‌گیری عدالت در حد توان با مدیریت‌های علمی و تخصصی و نه رفتارها و شعارهای پوپولیستی است؛
  • دوم، برداشتن دوقطبی‌های مهلک موجود تحت عناوینی چون انقلابی و غیرانقلابی، حزب‌اللهی و غیرحزب‌اللهی، اسلامی و ملی، با حجاب و بی‌حجاب، با طراحی مدلی از حکمرانی با تساهل و احترام‌گزار به آزادی‌های فردی و اجتماعی و سیاسی و اندیشه‌ای در چارچوب قوانینی سنجیده و پرهیز از به بهشت بردن مردم با تحکم و زور می‌باشد.

طراحی چنین مدلی با استناد به مبانی سنتی و اصیل دینی ممکن و قویاً در برابر مدعیان انقلابی‌گری و دین ورزی متصلب و دوقطبی‌ساز، قابل دفاع است.

مسئول سایت: این مقاله براساس گفتگوی هفته‌نامۀ صدا با آقای مهدی نصیری پیرامون دیدگاه‌های وی با عنوان “عصر حیرت” با اندکی اصلاحات نگارشی می‌باشد.

درباره adminHepiir

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *